بایگانی برچسب: s

شعرهای تو

من در ردیف کشدار بوسه های تو غرق بودم

وقتی تو برایم شعر می نوشتی

خودت برایم می خواندی

روی همان نیمکت

ما دورتر از مردمان این شهر تاریک و سرد 

عشق را توی سوراخ سنبه های ریه هایمان جای می دادیم

و آنها با دهان هایی بسته

خیابان های شهر را پر می کردند

آنها آلوده ی هوای چرک و صدای گوش خراش خیابان ها بودند 

و من 

آلوده تو

تو می گویی چیزی یادت نیست

منم جز تو چیزی یادم نیست!

کارت پستال

قبل عید، دوستان هنرهای تجسمی یکجا جمع شده بودند و من هم میهمان آنها بودم، در این کارگاه که با عنوان اولین سالانه تبادل کارت پستال نوروزی بود، هر یک از شرکت کنندگان کارت پستالی با مضمون نوروز طراحی کرد، و در پایان کارگاه به صورت قرعه کشی کارها بین دوستان تبادل شد، که من در بخش گرافیک شرکت کردم، و این کارت رو طراحی کردم که تقدیم می کنم به دوستان وبلاگی عزیز.

رها شو

دنیای اسکناس های بی ریشه

ما را دوشید و پوشید 

حال

رخت هایمان بند در بند و آویزان

در انتظار تند باد

تند باد چرا؟

ما که پوچ ایم

با نفس های الف بچه ای

معلق می مانیم

پوچ ایم

شل و ول و وا رفته ایم

دنیا ما را دوشیده است،

هر چه پوست و گوشت و استخوان بود،

برایش بریدیم و شکستیم،

و او فقط دوشید، و زجر داد،

آى فلانی

خودمانیم،

تو خودت را چند وقت پیش دیده ای؟

…مطمئنی؟

زر نزن،

باقی مانده ی ما رخت های چرک و بو دار است،

ما نه ماییم

تو نه توایی

من نه منم

پوچ ایم…

واقعاً چرا؟!

به دور از هر داستان و شعر و غزلی می خواستم بگم، می خواستم بگم که،…در مورد پایان نامه…که …چطوری بگم…واقعیتش نتونستم اون چیزی رو که تصورش رو می کردم رو کار کنم، و الان دقیقا بعد از یک روز تمام پشت میز نشینی، به این نتیجه رسیدم که واقعاً به تاخیر افتادن پایان نامه خیلی هم دخلی به من نداره، و من تمام سعی خودم رو کردم تا اولاً از سیر تا پیازش رو خودم کار کنم و کپی نکنم، دوماً اینکه تنبلی از استاده!… بعد از چند بار ایمیل و پیغوم استاد گفت کلیه فصل ها رو یکجا بیار برای کرکسیون…یعنی عملاً تا پایان کار دیگه برای کرکسیون مزاحم من نشو! خوب از طرفی درست از وقتی واحد پایان نامه رو برداشتم، تمرین تئاتر هم شروع شد و …

غرض از نوشتن این چند خط فقط برای این بود که با خودم رو راست باشم. کاری رو که میشد در طول یا عرض دو ماه بست، چرا تا اینجا کشیدمش. چرا؟!