۰۰:۱۰۲

باهاش حرف میزدم که بهم گفت کی میای پیشم منم گفتم مگه تو شوهرمی ما باهم دوستیم نمیتونم بیام این سوال ُ سه بار ازم پرسید منم همین جواب رو دادم بعد گفت باشه حالا که تو میخوای از این پس باهم دوست میمونیم و از این پس هر جوری باهات رفتار کردم نباید ناراحت بشی منم گفتم چ ِ حرفی مگه دو تا دوست نمیتونن باهم خوب باشن اونم گفت نه و طوری رفتار کرد که یعنی براش دیگه هیچی من مهم نیست حتی اگر دیگه بهش زنگ نزنم کَکش نمیگزه : ( 

خیلی دوسش دارم اما نمیتونم بیشتر از این خودم ُ ناراحت کنم اونجوری مثل سابق بخوایم باهم باشیم من دوباره بی اعصاب میشم ُ هی میخوام خسته بشم ُ غصه بخورم اما حداقل الان میگم هر چی باشه دوستیم بااینکه سخته ها اما چاره چیه مجبورم اینجوری خودم ُ آروم کنم چون میدونم من و ” او” هیچ وقت ما نمیشیم : ( 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.